مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
و آنشب از شمیم عطر نامش گلستان پُر شد تمام خانه از بوی خوش این میهمان پُرشد شگفتا "یوسفی در کاروان حُسن پیدا شد" که از نور جمالش صحن جان عاشقان پُر شد گریبان چاک کرد از مقدم او طاق کسرایی زمان خالی شد و دریاچههای باستان پُر شد سماع لحظهها از چشم صحرا سرخ میبارید فرشته بس! دگر میخانۀ پیر مغان پُر شد خبر دادند سیمرغی ز کوه طور باز آمد که از آوای سرشارش تمام آشیان پُر شد چنان مضمون صفت بود آن دو چشمان غزل گونش که تا یک پلک زد، دیوان جان شاعران پُر شد طواف لاله گرد کعبۀ آئـینه دیدن داشت شبی که مکه از نام "محمد" ناگهان پُر شد |